سلام به همگی بازم ممنون از تبریکاتون می بخشید که وقت نمی کنم به تک تکتون سر بزنم نی نی داری وقت سر خاروندن بهم نمیده.
این مدت اینقدر دوستا و اشناها گفتند می خواهیم بیاییم نی نیتون رو ببینیم هردفعه به بهانه ای عقب انداختیم راستش می ترسیدم نی نیم مریض بشه اخه این نفس مامان هنوز سیستم ایمنیش اونقدر قوی نشده بعضی ها هم که این جیزا سرشون نمی شه با همون دست الوده که از بیرون اومدند می خوان بچه رو بغل کنند یا اینکه نوزاد رو می بوسند که من خیلی بدم می یاد.
شاید بگید اینم مثل اینکه نوبرش رو اورده اما دست خودم نیست نسبت به بچه حساسم. من و همدم اینقدر رعایت می کنیم که نگو اینقدر دستهامون رو شستیم که دیگه پوست دستمون زخم و خشک شده سعی می کنیم کمتر صورتش رو ببوسیم اونوقت چطور بدم غریبه ها ببوسند.کاش زودتر واکسن می زد خیالم راحتر می شد اینجا اولین واکسنها رو دو ماهگی می زنند.
اما نهایتا به خاطر اصرار اطرافیان دیدیم که دیگه بیشتر از این نمی شه عقب انداخت تصمیم گرفتیم به مناسب یک ماهگی گل پسرم همه رو یک جا دعوت کنیم حالا این شنبه تو رستوران به افتخار نفس مامان مهمونی می دیم غذا رو سفارش دادیم فقط مونده کیکش که فردا همدم میره دنبالش. منم کلی برنامه ریخته بودم که برای مهمونی کمی به خودم برسم و تغییری تو موهام و ابروهام بدم و لی اما تا امروز که 5شنبه است هنوز هیچ کاری نکردم .
از حالا هم تصمیم گرفتم که اون روز هر کس بخواد بغلش کنه یا ببوستش بی رودربایستی اجازه ندم حساب کن 40 نفر با باکتری های مختلف روی لب و دستشون بخوان نوزادی رو که بدنش مثل برگ گل حساسه ببوسند و بغل کنند.شاید ناراحت بشن و منو بی ادب یا ندید بدید حساب کنند اما سلامتی پسرم از همه چی مهمتره بذار هر کس هر چی می خواد بگه من نه ماه خون دل خوردم و استرس کشیدم مگه مفت بدستم اومده که بذارم راحت مریضش کنند.>پ ن: برای دو تا از دوستای خوبم که در مورد عکس قبلی سوال کرده بودند باید بگم ما پاهاش رو جمع نکردیم این عشق مامان تازه که بدنیا اومده بود هنوز به عادت جنینی پاهاش رو چمع میکرد فکر میکرد هنوز تو شکم مامانشه!!!