گلاب به روتون!
هی نشستم با خودم گفتم چقدر خوبه این مدت حالم بد نشده خیلی شانس اوردم ها!!اونقدر این حرفها از سرم گذشت و از شانسم تعریف کردم تا اینکه این شانس بی ظرفیت من اومد یادش افتاد که باید حال منو بگیره و پریروز چنان حالم بد شد که از کنار دستشویی نمی تونستم تکون بخورم یعنی من از ساعت 9 شب یک بند گلاب به روتون بالا آوردم تا ساعت 5 صبح.دیگه گلوم زخم شده و حتی یک مولکول غذا هم تو معدم نموند تازه همه اینها همراه بود با یک معده درد وحشتناک بعدش هم صبح شده بود که معدم کمی بهتر شد و نشستنی خوابیدم همدم هم که اصلا نتونست بخوابه هر بار من می پریدم تو دستشویی اونم دنبالم بود فرداش هم نرفت دانشگاه ، هنوز هم خوب نشدم نمی دونم این وضع جقدر می مونه .نمی دونم معدمه یا رودمه تا یک چیزی می خورم چنان درد وحشتناکی می گیره که به خودم می پیچم.
حالا جالبه وقتی تازه فهمیده بودم باردارم همون موقع اومدم اینده نگری کنم رفتم یک سطل کوچولو گرفتم که اگه حالت تهوعم یکهو شروع شد این سطله دم دستم باشه تا برسم به دستشویی.این مدت هی نگاه سطله می کردم هی خوشحال می شدم که اصلا لازم نشد ازش استفاده کنم که بالاخره به آرزوم رسیدم و اونشب افتتاح شد!!
اینم بگم فکر نکنید این جوجوی ما بی اسم ها اتفاقا هم اسم پسر انتخاب کردیم هم اسم دختر اما باید اول جنسیتش معلوم بشه که بتونم بگم و به اون اسم صداش کنم.تقریبا 10 روز دیگه تا سونو مونده کاش زودتر این روزا بگذره برم دوباره ببینمش که بزرگتر شده یا نه؟امیدوارم همه چی خوب باشه و بازم کلی خبرای خوب بهمون بدن.
حالا جالبه وقتی تازه فهمیده بودم باردارم همون موقع اومدم اینده نگری کنم رفتم یک سطل کوچولو گرفتم که اگه حالت تهوعم یکهو شروع شد این سطله دم دستم باشه تا برسم به دستشویی.این مدت هی نگاه سطله می کردم هی خوشحال می شدم که اصلا لازم نشد ازش استفاده کنم که بالاخره به آرزوم رسیدم و اونشب افتتاح شد!!
اینم بگم فکر نکنید این جوجوی ما بی اسم ها اتفاقا هم اسم پسر انتخاب کردیم هم اسم دختر اما باید اول جنسیتش معلوم بشه که بتونم بگم و به اون اسم صداش کنم.تقریبا 10 روز دیگه تا سونو مونده کاش زودتر این روزا بگذره برم دوباره ببینمش که بزرگتر شده یا نه؟امیدوارم همه چی خوب باشه و بازم کلی خبرای خوب بهمون بدن.
+ نوشته شده در Thu 9 Oct 2008 ساعت 21:55 توسط گلبانو
|